محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4852
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« كه مرگ آنها به شمشير بوده است . « حرمت فرزندان حسن را شكستند « و ربوده هاشان را تقسيم كردند « و زنانشان در خانه هاشان « چون كبوتران نغمه گر « نوحه سرايى مىكنند . « با كشته شدن آنها به نزد پيشوا « توسل مىجويند « و كشته شدنشان را « غنيمت و شرف خويش مىدانند « به خدا اگر پيمبر ، محمد صلى الله عليه و سلم « مىديد كه امت وى « نيزه ها را سوى فرزندان او بلند كردهاند « و از نوك آن خون مىچكد « به حق مىدانست « كه آنها قرابت وى را رعايت نكردهاند « و حرام را حلال كردهاند . » موسى بن عبد الله گويد : شبانگاه از منزلهايمان در سويقه برون شدم و اين پيش از قيام محمد بن عبد الله بود ، زنانى را ديدم كه گويى از ديار ما برون مىشدند . بر آنها غيرت آوردم به دنبالشان رفتم ببينم كجا مىروند ؟ گويد : وقتى بر كنار حميرا رسيدم از سمت غرس يكيشان به من نگريست و شعرى خواند به اين مضمون : « سويقه از پس ساكن خود ويران است